کاربر میهمان خوش آمدید  |  ورود به پنل کاربری  | 
        امروز : سي و يکم فروردين ماه يک هزار و سيصد و نود و سه

پدر و مادر گرامی: زمانی را که صرف تربیت فرزندانتان می کنید هرگز هدر نمی رود .

خوش آمدید

حضرت محمد (ص)

مهر خداوندی از آن کسی باد که فرزند خود را در نیکو شدنش یاری دهد، بدین گونه که از خطایش در گذرد و برای او دعا کند تا رابطه اش با خدا برقرار باشد

اطلاعیه

یک شمع می تواند بدون آنکه خاموش شود


هزاران شمع دیگررا روشن کند


مثل مهربانی که هیچ وقت با


تقسیم شدن کم نمی شود


زیباست که ببینی کسی میخندد


وزیباتر اینکه بدانی خودت


باعث خنده اش شده ای

 

آمار بازدید
خلاصه آمار بازدید


تعداد کاربر آنلاین :  1 نفر
تعداد بازدید :  5931 نفر
   مقاله در رابطه با نماز

عنوان :    نماز و سبک زندگی با رویکرد سلامت اقتصادی

واحد پژوهش دبیرستان غیر انتفاعی

فرهنگ صبا

تابستان 92

 

 

چکیده

عبادت كه هدف آفرينش انسان است، اسرارى دارد. اسرار عبادت غير از آداب و احكام آن است . احكام عبادت، همين واجبات است كه در كتاب‏هاى فقهى بيان شده است، مانند واجبات و اركان نماز . آداب نماز مانند آهسته دعا كردن، پاره‏اى از اين آداب در كتاب‏هاى فقهى آمده است و برخى در كتاب‏هاى اخلاقى، اما اسرار عبادات ارواح و باطن‏هاى عبادت است كه با باطن انسان در ارتباط است و انسان با باطن عبادت محشور مى‏شود، اين گونه بحث‏ها در كتاب‏هاى عرفانى بيان شده است .

از جمله موضوع هاي اساسي كه پژوهش در آن از جايگاه ويژه اي برخوردار است، سبك زندگي اسلامي است. سبك زندگي اسلامي چيست و ويژگي هاي آن از منظر قرآن و روايات چه مي باشد و نيز شاخصه هاي انسان متعالي، اصول و مباني سبك زندگي اسلامي، وجه تمايز و امتياز سبك زندگي اسلامي با ديگر روش هاي زندگي و نيز ماهيت و غايت سبك زندگي اسلامي و نقش انسان شناسي و جهان بيني و هدف زندگي در سبك زندگي چيست.

مقدمه

 نیایش عروج آدمی از مقام بندگی به آستانه درگاه الهی وجهی است از سر عشق و اخلاص به سوی آفریننده ی اثر بیمانندی همچون «معجزه زندگی».

پرستش، در واقع، تلاش آدمی برای پیوستن به وجودی با شعور، اما نامحسوس است که سازنده و گرداننده جهان هستی، روشنی بخش فرد، برترین نیروده و جمال آفرین و صادق ترین راهنما و دلسوزترین منجی است .

نیایش واقعی، حالتی است عارفانه، که در آن آدمی، خداوند را طلب می کند، او را می یابد، او را می شناسد، او را دوست می  دارد، به او عشق می وزد و در نهایت محو جمال او می گردد، و او نیز در قلب پرتپش بنده ی خود، قرار گاهی همیشگی می یابد، به آن اطمینان می بخشد، و آن را مأمن عشق های بزرگ و عمیق می گرداند .

بنده ای که در برابر خداوند یکتای انسان و جهان، با فروتنی سر فرود می آورد ، گویی با زبان حال خود می گوید؛ که او را دوست دارد، نعمت هایش را سپاس می گذارد، خود را به او می سپارد ، و تسلیم اراده و خواست اوست . و آن اه، به رضای معبود خود راضی ، در بلای سخت ، اما شیرین او صبور ، به واحدیت او مقر ، و به امان فریاد رسش چنگ زنان می گرد.

گویی چنان است که یکتای مهربان ، نجوای عاشقانه بنده اش را می شنود و به امر مژده ی « خدا گونه شدنش» را می دهد .بندگی و عبادت ، آدمی را خدا گونه می کند و به مقام خلیفه الهی می رساند دل او را از نعمت ها، به ولی نعمت می کشاند، که دون همت است که روی از ولی نعمت برگرداند و دل به نعمت مشغول کند !، و این هست «راز هستی» .

«نماز» اقرار صادقانه به بندگی خدا، پاره شدن بندهای شیطان و دام های ابلیس است.

حضور قلب در نماز از دیدگاه حضرت امام خمینی رحمه الله

حضرت امام خمینی رحمه الله فرمودند : روح عبادت و تمام و کمال آن به حضور قلب و اقبال آن است که هیچ عبادتی بدون آن مقبول درگاه احدیّت و مورد نظر لطف و رحمت نشود و از درجه ی اعتبار ساقط است ( سرّ الصّلوه. ص 15) . هر چه مرتبه ی اخلاص و حضور قلب که دو رکن رکین عبادات است کامل تر باشد، روح منفوخ در آن طاهرتر و کمال سعادت آن بیشتر و صورت غیبیّه ی ملکوتیّه ی آن منوّرتر و کامل تر خواهد بود. وکمال عمل اولیاء الله علیهم السّلام به واسطه ی جهات باطنیّه ی آن بوده و الاّ صورت عمل چندان مهم نیست ( همان مأخذ.ص16) . بنابراین اوّل مرتبه ی حضور قلب در باب عبادات، حضور قلب در عبادات است اجمالاً و آن برای همه کس میسور است و آن چنان است که انسان به قلب خود بفهماند که باب عبادات باب ثنای معبود است و از اوّل عبادت تا آخر آن به طور اجمال قلب خود را به این معنی که اشتغال به ثنای معبود دارد متوجّه و حاضر کند( همان مأخذ . مرتبه ی دوم از حضور قلب، حضور قلب در عبادات است تفصیلاً و آن چنان است که قلب عابد در جمیع عبادت حاضر باشد و بداند که حق را به چه توصیف می کند و چطور مناجات می کند.

حضور قلب در عبادات بویژه در نماز را باید با تمرین و ممارست و کشیک نفس کشیدن به دست آورد. مراقبت از جسم و روح در مقابل خطرات نفسانی و طبیعی و تقویت این مراقبت در راستای دستورات و احکام دینی و در کنار آن مطالعه و تتلمذ کتب اخلاقی اصیل، نزد استادی کتل طی کرده و راه بلد می تواند آرام آرام ملکه ی مراقبت را در نفس انسان بوجود آورد و آن را تقویت نماید. در کنار مراقبت، باید عبد خود را دائماً در محضر حق متعال ببیند و ادب مع الله را با تمام وجود مراعات کند که مراعات ادب مع الله لازمه و مقدّمه ی حضور دائمی و مراقبت واقعی است.

حضرت امام رحمه الله در ادامه فرمودند : باید دانست که منشاء حضور قلب در عملی از اعمال، و علّت و سبب اقبال و توجّه نفس به آن، آن است که قلب آن عمل را با عظمت تلقّی کند و از مهمّات شمارد. اگر ما مناجات حق تعالی و ولی نعم خود را به قدر مکالمه با یک مخلوق عادی ضعیف اهمّیّت دهیم، هرگز این قدر غفلت و نسیان و سهو و نمی کنیم. و پر معلوم است که این سهل انگاری و مسامحه ناشی از ضعف ایمان به خدای تعالی و رسول و اخبار اهل بیت (علیهم السّلام) است؛ بلکه این مساهله ناشی از سهل انگاری محضر ربوبیّت و مقام مقدّس حق است. ولی نعمتی که ما را به لسان انبیاء و اولیاء بلکه با قرآن مقدّس خود به مناجات و حضور خود دعوت فرموده و فتح ابواب مکالمه و مناجات با خود را به روی ما فرموده با این وصف ما به قدر مذاکره با یک بنده ی ضعیف ادب حضور او را نگاه نداریم بلکه هر وقت وارد نماز که باب الأبواب محضر ربوبیّت و حضور درگاه او است می شویم، گویی وقت فرصتی به دست آوردیم و مشغول افکار متشتّته و خواطر شیطانیّه می گردیم کأنّه نماز کلید دکّان یا چرتکه ی حساب یا اوراق کتاب است. این را نباید جز ضعف ایمان به او و ضعف یقین چیز دیگر محسوب داشت ( همان مأخذ . ص 23 و 24 ) . ... چنانچه اگر انسان اهمّیّت عبادات و مناسک الهیّه را به قلب بفهماند البتّه از این غفلت و سهل انگاری منصرف می شود و از این خواب سنگین بر می خیزد

سبک زندگی از منظر مقام معظم رهبری

يكى از ابعاد پيشرفت با مفهوم اسلامى عبارت است از سبك زندگى كردن، رفتار اجتماعى، شيوه‌ى زيستن - اينها عبارةٌ اخراى يكديگر است - اين يك بُعد مهم است؛ اين موضوع را مي خواهيم امروز يك قدرى بحث كنيم. ما اگر از منظر معنويت نگاه كنيم - كه هدف انسان، رستگارى و فلاح و نجاح است - بايد به سبك زندگى اهميت دهيم؛ اگر به معنويت و رستگارى معنوى اعتقادى هم نداشته باشيم، براى زندگى راحت، زندگى برخوردار از امنيت روانى و اخلاقى، باز پرداختن به سبك زندگى مهم است. بنابراين مسئله، مسئله‌ى اساسى و مهمى است.

ما اگر پيشرفت همه‌جانبه را به معناى تمدن‌سازى نوين اسلامى بگيريم - بالاخره يك مصداق عينى و خارجى براى پيشرفت با مفهوم اسلامى وجود دارد؛ اين جور بگویيم كه هدف ملت ايران و هدف انقلاب اسلامى، ايجاد يك تمدن نوين اسلامى است؛ اين محاسبه‌ى درستى است - اين تمدن نوين دو بخش دارد: يك بخش، بخش ابزارى است؛ يك بخش ديگر، بخش متنى و اصلى و اساسى است. به هر دو بخش بايد رسيد.

آن بخش ابزارى چيست؟ بخش ابزارى عبارت است از همين ارزشهایى كه ما امروز به عنوان پيشرفت كشور مطرح مي كنيم: علم، اختراع، صنعت، سياست، اقتصاد، اقتدار سياسى و نظامى، اعتبار بين‌المللى، تبليغ و ابزارهاى تبليغ؛ اينها همه بخش ابزارى تمدن است؛ وسيله است. البته ما در اين بخش در كشور پيشرفت خوبى داشته‌ايم. كارهاى زياد و خوبى شده است؛ هم در زمينه‌ى سياست، هم در زمينه‌ى مسائل علمى، هم در زمينه‌ى مسائل اجتماعى، هم در زمينه‌ى اختراعات - كه شما حالا اينجا نمونه‌اش را ملاحظه كرديد و اين جوان عزيز براى ما شرح دادند - و از اين قبيل، الى ماشاءاللّه در سرتاسر كشور انجام گرفته است. در بخش ابزارى، على‌رغم فشارها و تهديدها و تحريمها و اين چيزها، پيشرفت كشور خوب بوده است.

 اما بخش حقيقى، آن چيزهایى است كه متن زندگى ما را تشكيل مي دهد؛ كه همان سبك زندگى است كه عرض كرديم. اين، بخش حقيقى و اصلى تمدن است؛ مثل مسئله‌ى خانواده، سبك ازدواج، نوع مسكن، نوع لباس، الگوى مصرف، نوع خوراك، نوع آشپزى، تفريحات، مسئله‌ى خط، مسئله‌ى زبان، مسئله‌ى كسب و كار، رفتار ما در محل كار، رفتار ما در دانشگاه، رفتار ما در مدرسه، رفتار ما در فعاليت سياسى، رفتار ما در ورزش، رفتار ما در رسانه‌اى كه در اختيار ماست، رفتار ما با پدر و مادر، رفتار ما با همسر، رفتار ما با فرزند، رفتار ما با رئيس، رفتار ما با مرئوس، رفتار ما با پليس، رفتار ما با مأمور دولت، سفرهاى ما، نظافت و طهارت ما، رفتار ما با دوست، رفتار ما با دشمن، رفتار ما با بيگانه؛ اينها آن بخشهاى اصلى تمدن است، كه متن زندگى انسان است.

ابعاد معنوی و محتوایی نماز

نماز و صداقت :

   کسی که دیگری را دوست دارد سخن گفتن با او را هم دوست دارد. آنها که با زبان مدعی خداخواهی و خدا دوستی اند و لی علاقه ای به نماز ندارند در ادعای خود صداقت ندارند. نماز ملاک و میزان مقدار تعهدی است که انسان در اظهارات خود دارد. به همین دلیل نماز منافق همچون سایر اعمالش همراه با صداقت نیست .

نماز و یاد خدا :                      

 خداوند به حضرت موسی(ع) می فرماید: « اَقِمِ الصَّلوة لذکری – برای یاد من نماز به پا دار».(طه/24).   ذکری قلبی با روشی مخصوص یاد خداوند و با شیوه ای ابتکاری که اعضای بدن انسان از موی سر تا نوک پا در آن نقش دارند. هنگام وضو که مقدمه ای برای شروع نماز است، هم روی سر را مسح می کنیم هم روی پا را؛ هنگام سجده هم پیشانی بر زمین نهاده می شود هم انگشت پا؛ هم زبان حرکت می کند و هم دل به یاد اوست. در نماز چشم ها باید به محل سجده به حال نیمه باز دوخته شود. اگر خودتان بیشتر فکر کنید در می یابید که در نماز همه اعضا به نحوی در خدمت یاد خدا هستند .

نماز و تجملات :

علاوه بر حضور قلب و خشوع معنوی و توجه کامل که سفارش اسلام و از علائم مومن است و اهمیت آن تا آن جاست که اگر نمازی با توجه خوانده نشود قبول نمی شود و از نماز همان مقداری مورد قبول است که با حضور قلب باشد؛ ولی با این همه ، اسلام سفارش کرده است که نماز با بهترین لباس از نظر پاکی و نو بودن همراه با عطر و گلاب و وقار و آرامش انجام گیرد. تا جایی که بعضی به امام سجاد(ع) که به سوی مسجد می رفت گفتند : گویا منزل عروسی می روی !  امام فرمود : ملاقات با خالق زیبایی ها دارم. ( حلیة المتقین/علامه مجلسی).

نماز یک معامله پر سود :

خداوند می فرماید : « اذکرنی اذکرکم ». یعنی : شما مرا یاد کنید من هم شما را یاد می کنم. یاد ما برای خداوند سودی ندارد ولی یادی که خداوند از ما می کند لطفش را نصیب ما می گرداند، لغزش ما را می بخشد، دعای ما را می پذیرد، مشکل ما را حل می کند و ... لطف او برای ما بی نهایت ارزش دارد. پس در نماز که ما یاد خدا می کنیم متاع کم ارزشی را داده و در عوض متاع بسیار با ارزشی را گرفته ایم.  ما از کسی یاد کرده ایم که او به یاد ما نیاز ندارد : « ان الله لغنی عن العالمین ». یعنی : خداوند از تمام جهانیان بی نیاز است. ولی بدینوسیله یاد خداوندی را به سوی خود جلب کرده ایم که در حقیقت تمام کمالات را دریافت کرده ایم. و این معامله پر سودی است( البته برای بعضی ها! ) که خداوند ما را به آن دعوت کرده است ادامه دارد ...

نماز و تشکر :

  یکی از اسرار نماز تشکر از ولی نعمت است. قرآن می فرماید: « عبادت کنید پروردگاری را که شما و نیاکان شما را آفرید. هستس شما و همه از اوست ».   در سوره کوثر می خوانیم : « ما به تو کوثر دادیم و خیر زیاد عطا کردیم پس نماز بخوان ». یعنی به شکرانه عطایای ما نماز به پا دار.

   نماز بهترین نوع شکرگزاری است که شیوه آن را خداوند تبیین نموده و تمام اولیاء هم آن شیوه را به کار گرفته اند. تشکر از ولی نعمت یک ارزش است و نماز تشکری است هم عملی، هم زبانی و هم دائمی.

دوری از گناه :

نمازگزار ناچار است که برای صحت و قبولی نماز خود از بسیاری از گناهان اجتناب ورزد؛ مثلا، یکی از شرایط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسایلی است که درآن به کار می‏رود، مانند آب وضو و غسل، جامه‏ای که با آن نماز می‏گزارد و مکان نمازگزار، این موضوع سبب می‏شود که گرد حرام نرود و در کار و کسب خود از هر نوع حرام اجتناب نماید؛ زیرا بسیار مشکل است که یک فرد تنها در امور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقید شود و در موارد دیگر بی پروا باشد.گویا آیه زیر به همین نکته اشاره می‏کند و می‏فرماید: «ان الصلوة تنهی عن الفحشأ و المنکر؛ که نماز (انسان را) از زشتیها و گناه باز می‏دارد.» (سوره عنکبوت)بالاخص اگر نمازگزار متوجه باشد که شرط قبولی نماز در پیشگاه خداوند این است که نمازگزار زکات و حقوق مستمندان را بپردازد؛ غیبت نکند؛ از تکبر و حسد بپرهیزد؛ از مشروبات الکلی اجتناب نماید و با حضور قلب و توجه و نیت پاک به درگاه خدا رو آورد و به این ترتیب نمازگزار حقیقی ناگزیر است تمام این امور را رعایت کند.

نماز و مدرسه و خانواده

به‌ نظر می‌رسد اگر تربیت‌ دینی‌ از رهیافت‌ "فطری‌"، ارتجالی‌ و خودانگیخته‌ آن‌ به‌ سوی‌ رهیافت‌های‌ اکتسابی‌، بیرونی‌ و تحمیلی‌ منحرف‌ شود "آسیب‌زایی‌ تربیت‌ دینی‌" بیش‌ از هر زمان‌ دیگر رخ‌ نمایی‌ خواهد کرد.

چرا که‌، در رهیافت‌ "فطری‌" می‌توان‌ "حس‌ دینی‌ را از درون‌ کشف‌ کرد و پرورش‌ داد، اما در رهیافت‌ بیرونی‌ و عاریه‌ای‌، تربیت‌ دینی‌ معطوف‌ به‌ حفظ‌ کردن‌ و انباشت‌ یک‌ ردیف‌ اطلاعات‌ صوری‌ و ذهنی‌ از دین‌ است‌. در واقع‌ در روش‌ فطری‌، دین‌ از درون‌ "کشف‌" می‌شود، اما در روش‌ تصنّعی‌، دین‌ از بیرون‌ "کسب‌" می‌شود. به‌ این‌ اعتبار، می‌توان‌ تربیت‌ دینی‌ را از دو منظر دین‌یابی‌ (درونی‌) و دین‌ دهی‌ (بیرونی‌) مورد مقایسه‌ قرار داد.

در "دین‌یابی‌"، "حس‌ دینی‌"، "پرورش‌" می‌یابد و در "دین‌ دهی‌" ظواهر دینی‌ "آموزش‌" داده‌ می‌شود. در فرآیند تربیت‌ دینیِ معطوف‌ به‌ رهیافتِ "دین‌یابی‌"، شوق‌ و خوف‌ درونی‌ جایگزین‌ تشویق‌ و تنبیه‌ بیرونی‌ می‌شود و دین‌ "کنش‌ ِ لذت‌ بخش‌" خود را در همة‌ ابعاد زندگی‌ توسعه‌ می‌دهد؛ اما در تربیت‌ دینی‌ ِ معطوف‌ به‌ "دین‌ دهی‌"، کنش‌های‌ آدمی‌ در اخلاق‌ و رفتار، بی‌ریشه‌ و بعضاً آسیب‌زا می‌شود.

در کتاب‌ نمازومدرسه‌راهبردهای‌ روان‌شناختی‌ به‌ قصد پرورش‌ حس‌ دینی‌ در دانش‌آموزان‌ مورد بررسی‌ قرار گرفته‌ است‌ و اولیا مربیان‌ را در آسیب‌زایی‌ و انحراف‌ در تربیت‌ دینی‌ دانش‌آموزان‌ باز داشته‌ است‌ در آئین انسان­ساز اسلام خانواده نهاد ارجمند و والایی است که صحت و شادابی آن سعادت آحاد جامعه را دربر دارد و بالعکس فساد و نگون­بختی آن به تباهی افراد و درنتیجه جامعه منجر می­شود. به این ترتیب کانون خانواده اولین کلاس درس برای فرزندان محسوب شده، بسیاری از زمینه­های مثبت و منفی اخلاقی در آن پدید می­آید. امیر بیان (ع) فرمودند: «تعلیم در کودکی همانند نقشی است که بر روی سنگ کنده شود. همچنین آن بزرگوار در نامه­ی 31 نهج­البلاغه، اهمیت تربیت در سنین خردسالی را مطرح می­نمایند؛ فرمود: «پسرم (حسنم!) به تربیت تو شتاب کردم، پیش از آن­که دلت (به­علت دنیا­دوستی) سخت گردد و خرد تو به (چیزهای بیهوده) گرفتار شود.»اعمال روشها برای واداشتن نوجوانان به نماز از فنون و شیوه هایی می توان استفاده کرد که علمای روان شناسی و تربیت بدانها تکیه کرده اند. این فنون به صورت کلی در تربیت به کار می رود و در تربیت مذهبی، از جمله در واداشتن به نماز می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

مسجد و سبك زندگی

هم زمانی تأسیس مسجد و تشكیل جامعه اسلامی با هجرت پیامبر در مدینه نشان از نقش بی بدیل مسجد در نهادینه سازی و تشریح سبك نوین زندگی و حیات اسلامی و تغییر رفتارها و شیوه زندگی جاهلیت و غیر دینی دارد.

سبك و نوع زندگی مردمان هر جامعه ای به میزان بسیار زیادی ناشی از فرهنگ عام و خاص آن جامعه است. مقصود از فرهنگ عام مجموعه ای از هنجارها، ارزش ها و رفتارهایی ست كه در تمام سطوح و لایه های آن جامعه رسوخ و نفوذ دارد و مردمان آن در طی سالیان دراز ضمن پذیرش اصول و مبانی فكری و عقیدتی آن فرهنگ در رفتار، گفتار و منش زندگانی روزمره خویش با عمل به این اصول، پایبندی خود را نسبت به فرهنگ غالب و حاكم بر جامعه به صورت غیر لسانی و نمادین اعلام و اظهار می كنند.

 اعتقادات دینی و مذهبی و عقاید و نگرش های ذهنی و حتی قلبی نشأت گرفته از آن در هر جامعه ای به طور مستقیم بر فرهنگ حاكم بر عامه مردم تأثیرگذاری عمیق دارد. در همین راستا اگر به سبك زندگی و نوع رفتارها و افعالی كه توسط جوامع و ملل مختلف ساكن در كره زمین نیم نگاهی داشته باشیم در خواهیم یافت كه بسیاری از رفتارهای زندگی كه شامل نوع پوشش، برخوردهای اجتماعی و گفتمان غالب جامعه، شیوه حیات خصوصی و عمومی، نوع تشكیلات خانواده و تعامل بین اعضای خانواده و چگونگی روابط بین والدین و فرزندان و... تا اندازه زیادی متاثر از آموزه های دینی و اعتقادی آنان می باشد؛ چرا كه تمامی ادیان آسمانی و حتی غیر آسمانی نیز در خصوص چگونگی و سبك و سیاق زندگی دارای رهنمود و پیام هستند و هیچ دین، مذهب، كیش و آیینی را نمی توان یافت كه در این امور مهم حیات بشری و سبك زندگی پیروان و مریدانش مسائل و مباحثی را مطرح نكرده باشد.

هدف از نماز خواندن

اگر انسان بخواهد در این دنیا با آگاهی و ازادی وشخصیت انسانی زندگی کند ، قطعاً باید برای چنین زندگی حکمت و هدفی والا داشته باشد.انسانی ترین کاری که برای تامین زندگی هدف دار ضرورت دارد به ثمر رساندن احساس عمیق وابستگی  به کمال است. انسان با قرار دادن زندگی خود در جذابیت کمال باید بر یک حقیقت تسلیم شود و در برابرش به زانو بیفتد و برای او پیشانی بر سجده بگذارد !این تسلیم و سجده احساس عمیق کمال گرایی را به بار می نشاند.

باید به یقین بدانیم که اگر ما انسان ها در برابر ان کمال مطلق تسلیم نشویم و سر به سجده نگذاریم باید به تعداد خواسته ها و تمایلات و وابستگی های وجود خود ، خدایانی  بتراشیم و در برابر آنها تسلیم شده و به زانو بیفتیم و سجده کنیم.شناخت معبود و افریدگار حقیقی ، محبت او را در دل ایجاد می کند و این محبت انسان را به پرستش و  عبادت و اظهار کوچکی و تواضع در برابر عظمت او وا میدارد.

انسان در کل سرشتی خدا آشنا . خداگرا و خدا پرست دارد و خود و جهان را وابسته به خالقی  می یابد که سرچشمه ی همه خوبی ها و زیبایی هاست . کمتر کسی در طول تاریخ این حقیقت را انکار کرده است . حتی انان که بت پرست بودند یا بت ها را شریک خدا می دانستند در صدد پاسخ گویی به این نیاز فطری خود بودند ولی در یافتن مصادق  واقعی دچار اشتباه می شدند. انسان که از دروان گرایشی به خدا احساس میکند . تمایلی مقدس و متعالی که او را گاه و بی گاه به نجوا با خدا می نشاند و وادارش می کند که راز های درونی خود را بی واسطه با او در میان بگذارد. نماز جلوه ی بندگی انسان در پیشگاه خدا و مظهر عبادت است آن که بنده ی افریدگار است و این بندگی را احساس می کند می داند و باور دارد ،که  در برابر او مطیع و فرمان بردار است و به سجده می افتد با او راز می گوید و نیاز می طلبد و به یاد ما می اندازد که بنده ای بیش نیستیم. نماز این حقیقت والا و سازنده ، بیان کننده ی بی نهایت گرایی آدمیان ، این اگاهی بخش به جان های مشتاق اگاهی این ازادی بخش شخصیت انسان ، این اب حیات جانهای زنده ی ادمیان نیازی به تعریف ، توصیف و تفسیر ندارد !!

در این جهان معنی دار که حرکت تکاملی دارد همه ی اشیا خدا را تسبیح می کنند و حمد و ثنا میگویند.

«همه ی آن چه که در آسمان و زمین است برای خدا سجده میکنند » (سوره رعد، آیه ی ۱۵)

فقط برخی از انسان ها هستند که از این حرکت تکاملی بی بهره ماندهند .نماز عبارت است از بر قرار ساختن ارتباط بین یک موجود بی نهایت کوچک به یک موجودی بی نهایت بزرگ در حال معرفت.آن جایی که این ارتباط با عظمت بر قرار میگردد چه مسجد ، چه گوشه ای از خانه ی محقر ، یا در میان زیبا ترین منازل باشد و یا هر جا که این ارتباط بر قرار شد آن جا رصد گاهی میشود برای نظاره به کمال بی نهایت.نماز عبادتی است در پیشگاه پرورگار بزرگ که در سایه ی آن نیاز های  روحی و معنوی انسان تامین می شود و انسان های نماز گزار از آرامش روان و صفای روح و نیز از رفتار فردی و اجتماعی مناسب و مطلوب بر خوردار میشوند.

تاثیر نماز بر بهداشت روانی وبعد اجتماعی زندگی

 براي داشتن بهداشت رواني خوب، شرايطي وجود دارد: روبه رو شدن با واقعيت، سازگار شدن با تغييرات، گنجايش داشتن براي اضطراب ها، كم توقع بودن، احترام قايل شدن براي ديگران، دشمني نكردن با ديگران و كمك رساندن به مردم، مهيا نشدن بهداشت رواني در يك فرد زمينه را براي پيدايش انواع دشواري هاي روحي و رواني مثل افسردگي، اضطراب، نابساماني هاي روحي، انواع بيماري هاي روحي و رواني، استرس و... فراهم مي كند.

 مطالعات نشان داده است كه اشخاص مذهبي كمتر دچار افسردگي و اضطراب مي شوند، پژوهش هاي زيادي نشان داده اند كه حضور مذهب مي تواند انسان را در برابر مسايل و مشكلات روحي و رواني محافظت كند. مذهب، نيايش و ارتباط با خداوند راهي است كه بشر پس از قرن ها جدايي از آن، ديگر بار به سويش بازگشته و به توانايي هاي عميق و كارساز آن در مبارزه با مشكلات زندگي جديد؛ كه اضطراب نيز ثمره آن است، پي برده و ديگر نمي تواند منكر تعامل بين روان پزشكي، روان شناسي و حتي در مواردي پزشكي از يك سو و مذهب از سوي ديگر شود لذا در مقاله حاضر موضوع تاثير نماز بر بهداشت رواني مورد بحث و بررسي قرار گرفته است.

 نماز و نقش آن در زندگي بشر

 نماز ارتباط صميمانه اي است ميان انسان و خدا. نماز تسلي بخش دل هاي مضطرب و خسته و مايه روشني و صفاي باطن است. در قرآن نام هاي ديگري نيز در مورد نماز نقل شده است: صلاه ، ايمان، تسبيح، قرآن، ركوع، قنوت، قيام و سجده، امانت، استغفار و ذكر.

 نماز ستون دين و بهترين و استوارترين برنامه آدم سازي است. نمازگزار با خدايش به راز و نياز مي پردازد نماز انسان را فرشته خود مي كند چرا كه نمازگزار از هر بدي پاك مي شود. انسان با نماز از احساس تنهايي خلاص مي شود گويي از نو متولد شده و ياس و نااميدي در آسمان روح وي ديده نمي شود. لذا با گام هاي استوار به سوي زندگي پيش مي رود. هيچ عملي نزد خداوند محبوب تر از نماز نيست، پس هيچ كاري از كارهاي دنيا نبايد انسان را از نماز غافل سازد.

 در اسلام هيچ فريضه اي بالاتر از نماز نيست، اديان آسماني نيز در دعوت به عبادات خدا و دوري از طاغوت با هم متحد بودند و وظايف گوناگون را برعهده بندگان مي گذاشتند و وجه مشترك تمامي آن ها، اقامه نماز است.

پیامدهای ارزش نماز در خانواده

فریضه اى که به آن توجهى وافر شده، نماز است و با آن که جزو فروع دین محسوب مى شود ولى استمرار و برپاداشتن آن، موجب حفظ باور فردنسبت به اصول دین مى شود.خداوند فرمود: نماز را براى ذکر من برپا دار. اما فواید نماز به نمازگزار مى رسد، اوست که با یاد خدا، دلش آرامش مى یابد و قرآن مى فرماید: «فقط با یاد خداست که دل ها آرامش مى گیرد.» و «چون از ذکر و یاد خدا بهره گیرند مورد لطف و عنایت خدا قرار مى گیرند.» زیرا خداى تعالى فرمود: «مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم.» منظور از آیه شریفه نزول الطاف و رحمت خداوندى است وگرنه ما هرگز لحظه اى از یاد خدا نمى رویم. چراکه به قول فارابى خداى تعالى هم به عالم ما فوق قمر عنایت دارد و هم به عالم مادون قمر.

ولى چون آدمى نماز را برپا مى دارد، از فحشا و منکرات به دور مى ماند و طریق صلاح و سلامت مى پوید و قرآن مى فرماید: چون ترک نماز گوید، دچار سختى و تنگى در معیشت مى گردد. خداى تعالى مى فرماید: هر کسى که از ذکر من اعراض کند به درستى که براى او معیشتى سخت و تنگ خواهد بود و آن کس که نمازش را از روى عمد ترک کند، کفر ورزیده است. پس اگر به پیام قرآن دقیقاً توجه کنیم، دوزخیان را اهل نماز معرفى نمى کند.

نقش نماز در زندگی فردی و اجتماعی

در این میان استبداد مهمترین مانع آزادی بود که نماز به وسیله اذکار ناظر به توحید آن را دفع می کند. و مهمترین شرط تحقق عدالت اجتماعی وجود عدالت فردی است که نماز از طریق اذکار یادآور قیامت و....آن را ایجاد می نماید و همچنین به وسیله شرط عادل بودن امام جماعت آن را درونی و فرهنگ می کند.

همچنین نماز از طریق شرایطی که دارد ماند غصبی نبودن مکان و لباس نمازگزار، عدالت اقتصادی که یکی از موادِ عدالت اجتماعی است، را ایجاد می کند؛ و به وسیلۀ یکسان بودن همۀ شرایط و احکام و اجزاء نماز برای همه با نابرابری اجتماعی در منزلت، مبارزه می نماید.

 پیامدهای اجتماعی نماز

مسألۀ اصلی پژوهش حاضر این است: آیا نماز- که عملی تقریبا فردی است- می تواند پیامدهای اجتماعی، مانند تأثیر در تأمین آزادی و عدالت اجتماعی داشته باشد یا نه؟

انجام این پژوهش بدین جهت ضروری است که میان دو امر مهم در اسلام، ارتباط برقرار می کند. این دو مهم عبارتند از «نماز به عنوان ستون دین اسلام» و «برقراری آزادی و عدالت»، هدف اساسی آن.

پژوهش، درصدد کشف رابطه میان نماز به عنوان حکمی فردی و مهم، و آزادی و عدالت، خواستۀ دین و آرزوی بشر است.

فرضیۀ اصلی پژوهش عبارت است از: نماز در تحقق عدالت و آزادی مؤثر است. از آن جا که این تاثیر از طریق محتوای نماز و نقش آن در یادآوری قیامت و ایجاد ملکه عدالت و...است؛ به نظر می آید، هر چه اهتمام به نماز و توجه به معانی آن بیشتر باشد، تأثیرِ یاد شده فزونی یابد.

روش برگزیده برای اثبات این فرضیه، روش اسنادی با استفاده از منابع مکتوب، فیش برداری از آن ها و سپس تجزیه و تحلیل عقلی می باشد.

نماز در لغت به معنای پرستش و بندگی، و در اصطلاح فقه عملی عبادی با اجزاء و شرایط خاص است. عدالت، از عدل گرفته شده و به معنی راستی، درستی و دادگری می باشد. آزادی در زبان فارسی به معنای خلاص، رهایی، قدرت انتخاب و.....به کار می رود.

آزادی و عدالت از مفاهیمی هستند که برداشتهای متفاوتی ازآن دو می توان داشت. در پژوهش حاضر آزادی و عدالت در علم حقوق و اجتماع می باشد؛ و مراد از آن،عدالت و آزادی مورد نظراسلام است؛ البته گاه از عدالت فردی و آزادی معنوی به عنوان ملکه ای نفسانی و واسط در ایجاد عدالت و آزادی، سخن رفته است.

نماز یکی از مناسک دینی است، لذا مطالعۀ نظری رابطه میان نماز(متغیر مستقل) بامتغیرهای وابسته(آزادی و عدالت)، نیازمندِ نیم نگاهی به دین و کشف امکان وجود کارکردهای اجتماعی برای دین و سبک خاص آن، نماز، می باشد.

مهم ترین پیامدهای اجتماعی دین، حفظ همستگی و وفاق اجتماعی، تقدیم منافع مهم جمعی بر منافع شخصی، اعتراض به وضع موجود و دعوت به وضع مطلوب و کنترل افراد جامعه، می باشد. این کارکردها در تحقق آزادی و عدالت اجتماعی مؤثرند.

رابطۀ میان دین و عدل از آیات و روایات نیز به دست می آید. امر به قسط و عدل در آیۀ 29 سورۀ اعراف، و برابر و برادر انگاری مسلمانان، یکی از دو خصلت اساسی سیستم دین، در دیدگاه امام علی(علیه السلام) از این نمونه آیات و روایات می باشند.

پس از کشف امکان کارکرد اجتماعی دین، بررسی نظری آثاری چون تأمین آزادی و عدالت برای خصوص نماز، می پردازیم.

مهمترین اثر نماز از منظر قرآن بازدارندگی از فحشا و منکر است. نماز، انسان را به یاد حضور خداوند می اندازد و بدین سان بهترین بازدارنده از کارهای ناشایسته می باشد. این بازداری بسته به رعایت شرایط نماز و کیفیت اقامۀ آن، دارای مراتب است. هر چه روح نماز بیشتر بر زندگی حاکم باشد، این نقش قوی تر خواهد بود.
از دیگر سو، نقطۀ مقابل عدالت و آزادی- یعنی ظلم، جور و ....- از مصادیق بارز منکر می باشد؛ و عقل سلیم و شارع مقدس آن را ناپسند شمرده اند. بدین روی نماز ما نفی ظلم و جور، در تحقق عدالت و آزادی مؤثر می باشد.

افزون بر دلایل نقلی، می توان بر وجود رابطه میان متغیر مستقل و وابسته، نمونه هایی عینی نیز یافت. پیامبراکرم(ص) و حضرت علی(ع) هم برترین نمازگزارانند و هم پرتلاش ترین افراد در راه تأمین عدالت و آزادی و پای بندترین افراد به اصول آن.

فرضیۀ تحقیق با تحلیل عقلی نیز اثبات پذیراست. نماز آزادی را با رفع موانع فرا روی آن، تأمین می کند. استبداد مهمترین مانع آزادی است. استبداد نظامی دارد که در اثر عملکرد دو طرف ایجاد شده است: رأس نظام و مردم تحت سلطه.  بنده به دنبال کسب رضای مولا است نه کسب قدرت نامشروع. این روح در ذکر «ایاک نعبد» به خوبی جلوه گر است. دیگر اینکه نمازگزار در نماز پیشانی خود را بر خاک مذلت در برابر معبود می ساید؛ و این خشوع و تواضع است که ریشۀ غرور را می خشکاند.

سوم اینکه نماز دارای اذکاری است مانند: «مالک یوم الدین»، «قل هو الله احد»، این اذکار اقرار به صاحب اختیاری و مالک تام بودن خداوند و قبول همۀ مراتب توحید از جمله توحید در حاکمیت اوست و با کسب قدرت نامشروع ناسازگار می باشد. افزون به آن ضمایر جمع در پاره ای از قرائات نماز، فرد را از خودبینی، خود گرایی و انحصار طلبی خارج می سازد.

موانع مربوط به سلب شوندگان یا محرومانی از عدالت و آزادی، عبارتند از: خصوصیات شناختی مانند جهل، نادانی و عوامل روانی مانند ترس و ذلت پذیری و نداشتن روحیه صبر و مقاومت. اهتمام شارع نسبت به نماز با تفکر و تدبر در آن، نمازگزار را واجد شخصیت تفکر دهنده می سازد؛ فرد دارای این ویژگی، آمادگی بیشتری نسبت به شناخت حقوق اجتماعی، سیاسی خود و جامعه دارد.

محتوای نماز قدرت را تنها ازآن خدا می داند و خداوند را واحد مالک و قادر مطلق معرفی می کند. بنابراین نمازگزار بر او تکیه می کند و دیگر جایی برای ترس و پذیرش ذلت و حاکمیت غیر، در روح خود باقی نمی گذارد.

تأثیر نماز در تحقق عدالت اجتماعی از دو طریق دیگر نیز تصور پذیر است:

یکم: نماز عامل ایجاد عدالت فردی است و عدالت فردی در مردم و کارگزاران، مهمترین شرط تحقق عدالت اجتماعی است.

دوم: دو پایۀ مهم عدالت اجتماعی، توازن اجتماعی و تکافل عمومی است. نماز در ایجاد توازن به وسیلۀ شرط هایی چون غصبی نبودن مکان، لباس و ...تاثیر گذار است. تکافل عمومی نیز از طریق ضمایر جمع در خواست ها و دعاها و اوراد نماز و همچنین نماز جماعت، صورت می بندد.

به اختصار می توان گفت که از یک سو اصلی ترین مصداق عدالت و آزادی در رعایت همۀ حقوق دیگران جلوه گر است. از دیگر سو، مهمترین شرط رعایت حقوق دیگران، کنترل درونی است. نماز به عنوان برترین عبادت، در ایجاد این عامل بسیار مؤثراست.

بنابراین از یک طرف نماز نقش به سزایی در تأمین آزادی و عدالت اجتماعی دارد و از طرف دیگر، بدون اعتقاد به خداوند و بندگی او و کنترل درونی، تحقق نمی یابد. کنترل درون نیز بدون اقامه نماز، ناقص است. برقراری عدالت و آزادی، بدون سر سپردن به درگاه حق، امکان وقوع حقیقی ندارد. بدین سان، مکاتب، ایدئولوژی ها و سیاستمدارانی که بخواهند بدون توجه به امور قدسی، به شعارهای خود جامۀ عمل بپوشانند، دیر یا زود شکست خواهند خورد.

نماز از بهترين طاعات و عباداتی اس که اگر مقبول درگاه حق باشد همه‌ي عبادات نيز قبول است و اگر مردود گشت همه­ی آن‌ها مردود است. رابطه‌ي‌ نماز و اخلاق همانند اين است كه انسان گرسنه در وجود خود احساس ميل به غذايي را مي‌كند و اين ميل، نيرويي است در انسان كه او را به سوي آن غذا مي‌كشاند.

«اِنَّ ‌الصَّلوةَ تَنهي عَنِ الفَحشآء وَ المُنكَر» نماز انسان را از زشتي‌ها و گناه باز مي­دارد. و نمازگزار را به صفات اخلاقي برتر رهنمون مي‌شود كه خود نمازگزار از طريق شهود دروني (نوعي درك دروني، يك حس غريب دروني) آن را احساس مي‌كند. نماز اثري مثبت و سازنده در زندگي مادي و معنوي و پيشرفت اجتماعي دارد. «اَلا بِذِكرِ‌الله تطمَئنَّ‌ القُلوب»: آگاه باشيد كه تنها ياد خدا آرام‌بخش دل­هاست و همچنين نماز شستن دل از همه­ی ماديات دنيوي و پاكي روح و دل است. «نماز اصولي­ترين اصل اسلام است كه جوانان را از صفات شيطاني دور نگه داشته و انسان را به بارگاه خداوند بيمه مي­كند.» براي انجام نماز و اظهار بندگي به ذات خداوند مقدماتي لازم است تا تاكيدگذار باشد.

 ا- طهارت: نماز را با وضو، غسل يا تيمم انجام مي‌دهيم. در دين اسلام تميزي و پاكي فرد نقش مهمي داشته، هم از نظر ظاهري هم از نظر روحي، و فطرت انسان طوري است كه به زيبايي و پاكي توجه دارد. و طهارت مراتبي داردطهارت ظاهر، از نجاسات و آلودگي‌ها 2- طهارت اعضاء از گناه و جرایم 3- طهارت روح از مفاسد و رذايل اخلاقي)

2- وقت: وقت، در نماز از اهميت خاصي برخوردار است در وقت معين بايد نماز خواند، در طرح و برنامه‌اي دقيق، طوري كه بارها امامان و معصومين(ع) به خواندن نماز در اول وقت سفارش كرده‌اند و نماز اول وقت نوعي شادابي و آرامش انسان را در پي دارد.

3- لباس و مكان نمازگزار: يكي از آداب اين است كه مكان و لباس نمازگزار غصبي نباشد. نمازگزاري كه مجبور است تا اين قدر از حرام اجتناب كند ممكن نيست در مال حرام تصرف نمايد يا حق كسي را ضايع كند.

4- قبله: نماز به سوی كعبه خوانده مي‌شود. اين هشداري است آگاهانه به امت اسلام كه معتقدند هدف خود را هر روز پنج بار در ضميرخويش زنده كنند با مقدماتي كه گفته شد چگونگي تطبيق اين مقدمات و اركان نماز با زندگي و اخلاق و رفتار خود و جهت‌دار كردن زندگي فردي و اجتماعي است.

اركان نماز عبارتند از:

1- نيت: نمازگزار از طريق نماز،  شناخت هدف و راه رسيدن به غايت و نهايت هدف را مي‌آموزد.

2- تكبيره‌الاحرام: نمازگزار به ماديات پشت پا زده و به تكبير و تكريم خداوند مي‌پردازد و شرط پذيرش نماز حضور قلب است و براي نمازگزار هيچ كس و هيچ چيز جز خداوند برايش معني و مفهومي ندارد و چون او را گواه بر اعمال مي‌بيند، دست ستم و تجاوز به حريم و حقوق ديگران دراز نمي‌كند.

3- قيام: نمازگزار در بزرگ­داشت خداوند قائم و پايدار و استوار است و نشانه‌ي ايستادگي و مقاومت و تلاش و جهاد در تحقق استقرار حق است.

4- ركوع: نمازگزار بي‌نهايت خشوع و فروتني را در برابر خدا اعلام مي‌كند و نفي همه چيز و همه كس، و اثبات محض پروردگار است و باعث شورش و خشم بر عليه خودكامگان، خودخواه است.

5- سجود: سجده يعني، به خاك افتادن در برابر حق و اعتراف به ناتواني خويش در برابر خدا در نماز. نمازگزار با سجده كردن به نهايت پستي و ناتواني و مرگ و نيستي و همه‌ي غرايز و تمايلات نفساني حيواني خويش مي‌رسد و چون از مرز فنا و زوال و نيستي طبيعت خود گذشت همه­ی تن، روح و فطرت و عشق و اراده و قدرت مي‌شود صلوة معراج، كمال مومن و مقرِّب اهل تقوي است و متقوم به دو امر است كه يكي مقدمه‌ي ديگري است.

نتیجه گیری

نماز یکی از صورت های عبادت است که در برخی از ادیان وضع شده است. واژه نماز واژه ای پارسی است که ایرانیان برای واژه «صلاة» عربی به کار بردند. این واژه به معنای خم شدن و سرفرودآوری برای ستایش و احترام است. واژه نماز نام واژه ای از فعل نمیدن فارسی به معنی تعظیم کردن است. آنکه «نماز» می گذارد و در جرگه ی مؤمنان است، با شکر نعمت های الهی، با اظهار عجز و ناتوانی، و با اقرار به وحدانیت و صمدیت خدا. درهای رحمت الهی را به روی خود گشوده، و موجب نزول رحمت بی انتها ی خدای یکتا و بهره مند از مرحمت خاصه و عامه او می گردد. آن چنان رحمتی که دل تیره ی ابلیس را به درد آورده و او را در آتش حسد سوزاند.

 

 

منابع

-       قرآن كريم

-       مكارم شيرازي، ناصر. تفسير نمونه. قم،‌ دارالكتب الاسلامي، 1373

-       طباطبايي، سید محمد حسين. الميزان فی التفسیر القرآن. بيروت، مؤسسه الاعلمي للمطبوعات، 1417
جوادي آملي، عبدالله. فطرت در قرآن. قم،‌ اسراء، 1379

-       پایگاه دفتر حفظ و نشر اثار مقام معظم رهبری

-       نهج البلاغه، فیض الاسلام، انتشارات فقیه، چاپ سوم 1377، ص 33

-       نماز در سیمای خانواده

-       مفاتیح الجنان

 

 


بازدید: 151